آیات الولایه(2)
58 بازدید
تاریخ ارائه : 4/15/2013 6:35:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره النساء، آيه 59

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا «59»

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را اطاعت كنيد و از رسول و اولى الامر خود (جانشينان پيامبر) اطاعت كنيد. پس اگر درباره چيزى نزاع كرديد آن را به حكم خدا و پيامبر ارجاع دهيد، اگر به خدا و قيامت ايمان داريد. اين (رجوع به قرآن و سنّت براى حلّ اختلاف) بهتر و پايانش نيكوتراست.

نكته‏ ها:                                                                                                                             

آيه‏ ى قبل، بيان وظايف حاكمان بود كه بايد دادگر و امانتدار باشند، اين آيه به وظيفه‏ ى مردم در برابر خدا و پيامبر اشاره مى ‏كند. با وجود سه مرجع «خدا»، «پيامبر» و «اولى الامر» هرگز مردم در بن ‏بست قرار نمى‏ گيرند. آمدن اين سه مرجع براى اطاعت، با توحيد قرآنى منافات ندارد، چون اطاعت از پيامبر و اولى الامر نيز، شعاعى از اطاعت خدا و در طول آن است، نه در عرض آن و به فرمان خداوند اطاعت از اين دو لازم است.

از ابن عباس آمده است كه وقتى پيامبر اسلام، هنگام عزيمت به تبوك، على عليه السلام را در مدينه به جاى خود منصوب كرد و فرمود: «انت منّى بمنزلة هارون من موسى» اين آيه نازل شد.  در آيه قبل سفارش شد كه امانات به اهلش سپرده شود، اين آيه گويا مى‏فرمايد: سپردن به اهلش، در سايه اطاعت از خدا و رسول و اولى ‏الامر است.                                                                                                                                                                                                                                                         قرآن گاهى خطاب به پيامبر مى‏فرمايد: «أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»[2] آنچه را نازل كرده ‏ايم براى مردم بيان كن. و گاهى مى‏فرمايد: «لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ»[3] ميان مردم بر اساس قوانين الهى، حكومت و قضاوت كن.قرآن درباره مفسدان، مسرفان، گمراهان، جاهلان، جبّاران و ... دستور «لا تُطِعْ»* و «لا تَتَّبِعْ»* مى‏ دهد. بنابراين موارد «أَطِيعُوا» بايد كسانى باشند كه از اطاعتشان نهى نشده باشد و اطاعتشان در تضادّ با اوامر خدا و رسول نباشد. در آيه، اطاعت از اولى‏ الامر آمده، ولى به هنگام نزاع، مراجعه به آنان مطرح نشده، بلكه تنها مرجع حلّ نزاع، خدا و رسول معرفى شده‏اند. و اين نشانه آن است كه اگر در شناخت اولى ‏الامر و مصداق آن نيز نزاع شد، به خدا و رسول مراجعه كنيد كه در روايات نبوى، اولى ‏الامر اهل‏بيت پيامبر معرّفى شده‏ اند[4].حسين‏ بن ابى ‏العلاء گويد: من عقيده‏ ام را درباره‏ ى اوصياى پيامبر واينكه اطاعت آنها واجب است، بر امام صادق عليه السلام عرضه كردم، حضرت فرمود: آرى چنين است، اينان همان كسانى هستند كه خداوند درباره‏ ى آنان فرموده: أَطِيعُوا اللَّهَ‏ ... و همان كسانى‏ اند كه درباره‏ ى آنها فرموده: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ‏ ... وَ هُمْ راكِعُونَ‏[5]  حضرت على عليه السلام در خطبه 125 نهج ‏البلاغه و عهدنامه مالك ‏اشتر فرمودند: مراد از مراجعه به خدا و رسول، مراجعه به آيات محكمات وسنّتى كه همه بر آن اتّفاق داشته باشند. حضرت على عليه السلام فرمود: هر حاكمى كه به غير از نظر اهل‏بيت معصوم پيامبر عليهم السلام قضاوت كند، طاغوت است[6].

پيام‏ ها:1- مردم بايد نظام اسلامى را بپذيرند و از رهبران الهى آن در قول و عمل پشتيبانى كنند. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»

2- اسلام مكتبى است كه عقايد و سياستش بهم آميخته است. اطاعت از رسول وولى ‏الامر كه امرى سياسى است، به ايمان به خدا و قيامت كه امرى اعتقادى‏ است، آميخته است. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ»

3- سلسله مراتب در اطاعت بايد حفظ شود. «اللَّهَ، الرَّسُولَ، أُولِي الْأَمْرِ»

4- اولى‏ الامر بايد همچون پيامبر معصوم باشند، تا مانند پيامبر اطاعت از آنان، لازم و بى ‏چون وچرا باشد. «أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ»

5- اطاعت از حاكمى واجب است كه مؤمن و از خود مردم با ايمان باشد.

أَطِيعُوا ... مِنْكُمْ‏

6- نشانه‏ ى ايمان واقعى، مراجعه به خدا و رسول، هنگام تنازع و بالا گرفتن درگيرى‏ هاست و اطاعت در شرايط عادّى كار مهمّى نيست. «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ»

7- يكى از وظايف حكومت اسلامى ايجاد وحدت و حلّ تنازعات است. فَإِنْ تَنازَعْتُمْ‏ ...

8- دين كامل بايد براى همه‏ ى اختلاف‏ها، راه حل داشته باشد. «فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ»

9- پذيرش فرمان از حكومت‏هاى غير الهى و طاغوت، حرام است. «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ»

10- اگر همه‏ ى فرقه ‏ها، قرآن و سنّت را مَرجع بدانند، اختلاف‏ها حل شده، وحدت و يكپارچگى حاكم مى‏شود. «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ»

11- مخالفان با احكام خدا و رسول و رهبران الهى، بايد در ايمان خود شك كنند.إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ‏ ...

12- برنامه عملى اسلام بر اساس برنامه اعتقادى آن است. أَطِيعُوا ... إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ‏ به عبارت ديگر ايمان به خدا و قيامت، پشتوانه ‏ى اجرايى احكام اسلام و مايه‏ ى پرهيز از نافرمانى خدا و رسول است‏.

 سیدعلی موسوی بطحائی

[1] - أحكام القرآن للجصاص ج 2 ص 625 :|أسباب النزول للسيوطي ج 1 ص 429 :|أسباب النزول للسيوطي ج 1 ص 430 :|                                           أسباب النزول  للسيوطي ص 90 :|أسباب النزول للسيوطي ص 93 :|أسباب النزول للواحدي ص 162 :|

[2] - نحل، 44.

[3] - نساء، 105

[4] - كمال الدين صدوق، ص 222

[5] - كافى، ج 1، ص 187.

[6] - دعائم‏الاسلام، ج 2، ص 530