الایمان لأبیطالب(علیه السلام)1
67 بازدید
تاریخ ارائه : 5/16/2013 7:00:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

بسم الله الرحمن الرحیم

دشمنان اهل بیت در جاى جاى کتابهایشان با امیر مؤمنان على (علیه السلام) و خاندان رسالت عداوت و دشمنى کرده‏ اند و چون در خود آن حضرت عیبى پیدا نکرده ‏اند، کوشیده‏ اند مثلا با نسبت دادن کفر به جناب ابو طالب پدر آن بزرگوار دشمنى خود را آشکار سازند در حالى که تمامى اهل بیت طهارت و خاندان رسالت که اقوالشان سندیت دارد و جمهور علماى شیعه که اجماعشان حجت است، همه اتفاق دارند بر این که ابو طالب (علیه السلام) پدر امیر مؤمنان از مؤمنان مخلص و حامیان صدیق پیامبر اسلام بوده است و به اجماع اهل بیت اگر کسى در ایمان او شک به خود راه دهد، از زمره شیعیان خارج و اهل آتش مى‏باشد.

*چنان که «محمد بن یونس» از پدرش از امام صادق (علیه السلام) نقل مى ‏کند که آن حضرت به من فرمود: اى یونس مردم در باره ابو طالب چه مى‏ گویند؟ عرض کردم فدایت شوم مى‏گویند: «هو فی ضحضاح من نار و فی رجلیه نعلان من نار تغلى منهما امّ رأسه»: ابو طالب در مایعى از آتش و در پاهایش کفشى از آتش است که مغزش را مى‏ جوشاند.

فرمود:

(نساء-69) «کذب اعداء اللَّه انّ ابا طالب من رفقاء النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً»

(1). دروغ مى‏گویند دشمنان خدا، ابو طالب از رفقاى پیامبران و صدیقین و شهداء است که نیکو رفقائى هستند.

*محمد بن بابویه از عبد العظیم حسنى نقل مى ‏کند که به امام رضا (علیه السلام) مى ‏نویسد

اى پسر پیامبر، مرا در باره آن خبر آگاه ساز که مى‏گوید: ابو طالب در مایعى از آتش است که مغزش را مى‏جوشاند، آن حضرت در پاسخ نوشت:

اما بعد، فانک ان شککت فی ایمان ابى طالب کان مصیرک الى النّار

(2). اگر در ایمان ابو طالب شک و تردید کنى سرانجام تو آتش است.

«*ابان بن محمود نقل مى‏کند که: نامه‏اى به امام على بن موسى الرضا (ع) نوشتم و پرسیدم که فدایت شوم، من در ایمان ابو طالب شک کرده‏ام، در پاسخ نوشت:

وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ- الْمُؤْمِنِینَ ... (3) و بعدها انک ان لم تقرّ بایمان ابى طالب کان مسیرک الى النّار))

. (هر کس پس از روشن شدن راه حق بر او با رسول خدا به مخالفت برخیزد و راهى غیر طریق اهل ایمان پیش گیرد وى را به همان طریق باطل و راه ضلالت که برگزیده، وامى ‏گذاریم و او را به جهنم در افکنیم و آن مکان بر او منزلگاه ابدى است). اگر تو به ایمان ابو طالب اقرار نکنى پایان کارت به آتش است (4)

بدیهى است که اجماع اهل بیت رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم در نزد هر مسلمانى بایستى حجت باشد چون عدل قرآنند و یکى از دو ثقلى هستند که ما مسلمانان مأموریم به گفتار و کردار آنها تمسک جوئیم تا گمراه نشویم، بنا بر حدیث شریف «ثقلین» و احادیث دیگرى که به اتفاق فریقین ثابت است.

مضافا بر این به مقتضاى «اهل البیت ادرى بما فی البیت» (اهل خانه بهتر مى‏ داند که در خانه چیست؟) آن خاندان جلیل، از ایمان و کفر و سایر خصوصیات‏

اخلاقى پدران و خویشاوندان خود آگاهتر بودند تا امثال «مغیرة بن شعبة» و دیگران از بنى امیه و خوارج و نواصب

*ابن ابى الحدید معتزلى در شرح نهج البلاغه مى‏گوید: اسلام ابو طالب مورد اختلاف است ولى جامعه شیعه امامیه و اکثر زیدیه گفته ‏اند که ابو طالب مسلمان از دنیا رفت علاوه بر اجماع جمهور علماى شیعه برخى از بزرگان علماء ما (معتزله) مانند: شیخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسکافى و برخى دیگر هم بر این عقیده ‏اند که ابو طالب اسلام آورد (5). و علت آنکه ایمان خود را ظاهر نساخت آن بود که بتواند پیغمبر را کاملا یارى نماید و مخالفان به ملاحظه مقام او مزاحم آن حضرت نشوند.

البته دلائل بسیارى بر ایمان ابو طالب در دست است که جاى انکار نمى ‏باشد